چگونه مدیرعامل‌ها به عدم قطعیت‌های ژئوپلیتیکی واکنش نشان می‌دهند

تحولات ژئوپلیتیکی در سال‌های اخیر، به‌ویژه جنگ‌ها، رقابت‌های اقتصادی بین قدرت‌های جهانی، افزایش تحریم‌ها و تغییرات سریع قوانین تجارت بین‌المللی، فضای فعالیت شرکت‌ها را بیش از هر زمان دیگری متلاطم کرده است. در چنین شرایطی، مدیرعامل‌ها و تیم‌های رهبری در خط مقدم تصمیم‌گیری قرار دارند. آن‌ها باید میان اهداف رشد، تاب‌آوری در برابر بحران‌ها و مدیریت ریسک‌های پیش‌بینی‌ناپذیر تعادل برقرار کنند.

این مقاله مک‌کینزی به بررسی راهکارها و استراتژی‌هایی می‌پردازد که مدیرعامل‌ها برای پاسخ‌گویی به این موج جدید از عدم قطعیت اتخاذ می‌کنند.

مهم‌ترین چالش‌هایی که مدیرعامل‌ها با آن مواجه‌اند

  1. بی‌ثباتی تجارت جهانی

    • قواعد تجارت بین‌الملل به‌سرعت تغییر می‌کند؛ تعرفه‌ها و محدودیت‌ها می‌توانند در کوتاه‌ترین زمان تغییر یابند.

    • سرمایه‌گذاری‌های کلان در حوزه تولید و صادرات با ریسک جدی مواجه می‌شوند.

  2. ریسک‌های سیاسی و امنیتی

    • تنش‌ها بین کشورها، محدودیت صادرات فناوری‌های حساس و تهدیدهای امنیت سایبری، موانعی جدی برای رشد شرکت‌ها ایجاد کرده‌اند.

    • شرکت‌هایی که در صنایع استراتژیک مثل انرژی، مخابرات یا فناوری فعالیت می‌کنند بیشتر از سایرین آسیب‌پذیر هستند.

  3. فشار بر زنجیره تأمین

    • همه‌گیری کووید-۱۹ و سپس منازعات ژئوپلیتیکی نشان دادند که زنجیره‌های تأمین جهانی شکننده‌تر از چیزی هستند که تصور می‌شد.

    • مشکلات در حمل‌ونقل، دسترسی به مواد اولیه و افزایش هزینه‌ها شرکت‌ها را مجبور کرده تا راهکارهای نوین بیابند.

  4. ابهام در مقررات و سیاست‌گذاری‌ها

    • تغییر مداوم قوانین در زمینه‌های محیط‌زیست، تجارت و فناوری، برنامه‌ریزی بلندمدت را دشوار کرده است.

    • بسیاری از مدیرعامل‌ها نمی‌دانند مقررات آینده چه محدودیت‌هایی بر محصولات یا خدماتشان خواهد گذاشت.

رویکردهای مدیرعامل‌ها برای مدیریت عدم قطعیت

۱. تنوع‌بخشی جغرافیایی و عملیاتی

مدیران در تلاش‌اند که وابستگی به یک کشور یا منطقه را کاهش دهند. به‌عنوان مثال:

  • انتقال بخشی از تولید به کشورهای مختلف برای جلوگیری از ریسک سیاسی متمرکز.

  • ایجاد مراکز منطقه‌ای برای پاسخ سریع‌تر به نیازهای بازار محلی.

۲. تقویت مدیریت ریسک و پیش‌بینی‌پذیری

  • استفاده گسترده از مدل‌های سناریونویسی برای بررسی آینده‌های محتمل.

  • تشکیل تیم‌های اختصاصی برای رصد تغییرات سیاسی و اقتصادی.

  • شبیه‌سازی اثرات تحریم‌ها، جنگ‌ها یا بحران‌های اقتصادی بر کسب‌وکار.

۳. سرمایه‌گذاری در فناوری و امنیت سایبری

  • هوش مصنوعی و تحلیل داده‌های کلان به ابزار حیاتی برای شناسایی سریع ریسک‌ها تبدیل شده‌اند.

  • امنیت سایبری، که پیش‌تر بخشی از زیرساخت بود، اکنون به اولویت راهبردی در سطح مدیرعامل ارتقا یافته است.

۴. تعامل مؤثر با دولت‌ها و قانون‌گذاران

بسیاری از مدیرعامل‌ها دریافته‌اند که نمی‌توان صرفاً منتظر سیاست‌های دولت ماند. بنابراین:

  • با سیاست‌گذاران وارد گفت‌وگو می‌شوند تا از منافع صنعت خود دفاع کنند.

  • از طریق انجمن‌ها و اتاق‌های فکر، نقش فعالی در شکل‌دهی به مقررات جدید ایفا می‌کنند.

۵. انعطاف‌پذیری مالی و سرمایه‌گذاری هوشمندانه

  • نگه‌داشتن سطحی از نقدینگی برای مواجهه با بحران‌های ناگهانی.

  • کاهش تمرکز پرتفوی سرمایه‌گذاری در صنایع یا مناطق پرریسک.

  • اولویت‌بندی سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی که آینده مطمئن‌تر و رشد پایدارتر دارند.

مثال‌های کاربردی

  • برخی شرکت‌های جهانی با خروج تدریجی از بازارهای پرتنش و تمرکز بر بازارهای باثبات‌تر آسیای جنوب‌شرقی و آفریقا توانسته‌اند بخشی از ریسک‌ها را مدیریت کنند.

  • در صنعت فناوری، شرکت‌ها برای کاهش وابستگی به تأمین‌کنندگان خاص، سرمایه‌گذاری در تولید داخلی و نزدیک به بازار مصرف (nearshoring) را افزایش داده‌اند.

  • شرکت‌های انرژی به دلیل تحریم‌های بین‌المللی، استراتژی‌های متنوعی برای دسترسی به منابع و مشتریان جدید طراحی کرده‌اند.

جمع‌بندی

این مقاله تأکید می‌کند که در عصر پرتنش ژئوپلیتیکی، نقش مدیرعامل بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. رهبران سازمانی باید:

  • سریع تصمیم بگیرند حتی در شرایط مبهم،

  • زنجیره‌های تأمین و مدل‌های کسب‌وکار انعطاف‌پذیر بسازند،

  • و از فناوری برای افزایش دید و کنترل بر ریسک‌ها بهره ببرند.

به‌طور خلاصه، موفقیت در چنین دورانی وابسته به توانایی مدیرعامل‌ها در ایجاد تاب‌آوری سازمانی و سازگاری پیوسته با تحولات جهانی است. این نه به معنای حذف ریسک، بلکه به معنای توانایی بقا و رشد در دل بحران‌هاست.