تحولات ژئوپلیتیکی در سالهای اخیر، بهویژه جنگها، رقابتهای اقتصادی بین قدرتهای جهانی، افزایش تحریمها و تغییرات سریع قوانین تجارت بینالمللی، فضای فعالیت شرکتها را بیش از هر زمان دیگری متلاطم کرده است. در چنین شرایطی، مدیرعاملها و تیمهای رهبری در خط مقدم تصمیمگیری قرار دارند. آنها باید میان اهداف رشد، تابآوری در برابر بحرانها و مدیریت ریسکهای پیشبینیناپذیر تعادل برقرار کنند.
این مقاله مککینزی به بررسی راهکارها و استراتژیهایی میپردازد که مدیرعاملها برای پاسخگویی به این موج جدید از عدم قطعیت اتخاذ میکنند.
مهمترین چالشهایی که مدیرعاملها با آن مواجهاند
-
بیثباتی تجارت جهانی
-
قواعد تجارت بینالملل بهسرعت تغییر میکند؛ تعرفهها و محدودیتها میتوانند در کوتاهترین زمان تغییر یابند.
-
سرمایهگذاریهای کلان در حوزه تولید و صادرات با ریسک جدی مواجه میشوند.
-
-
ریسکهای سیاسی و امنیتی
-
تنشها بین کشورها، محدودیت صادرات فناوریهای حساس و تهدیدهای امنیت سایبری، موانعی جدی برای رشد شرکتها ایجاد کردهاند.
-
شرکتهایی که در صنایع استراتژیک مثل انرژی، مخابرات یا فناوری فعالیت میکنند بیشتر از سایرین آسیبپذیر هستند.
-
-
فشار بر زنجیره تأمین
-
همهگیری کووید-۱۹ و سپس منازعات ژئوپلیتیکی نشان دادند که زنجیرههای تأمین جهانی شکنندهتر از چیزی هستند که تصور میشد.
-
مشکلات در حملونقل، دسترسی به مواد اولیه و افزایش هزینهها شرکتها را مجبور کرده تا راهکارهای نوین بیابند.
-
-
ابهام در مقررات و سیاستگذاریها
-
تغییر مداوم قوانین در زمینههای محیطزیست، تجارت و فناوری، برنامهریزی بلندمدت را دشوار کرده است.
-
بسیاری از مدیرعاملها نمیدانند مقررات آینده چه محدودیتهایی بر محصولات یا خدماتشان خواهد گذاشت.
-
رویکردهای مدیرعاملها برای مدیریت عدم قطعیت
۱. تنوعبخشی جغرافیایی و عملیاتی
مدیران در تلاشاند که وابستگی به یک کشور یا منطقه را کاهش دهند. بهعنوان مثال:
-
انتقال بخشی از تولید به کشورهای مختلف برای جلوگیری از ریسک سیاسی متمرکز.
-
ایجاد مراکز منطقهای برای پاسخ سریعتر به نیازهای بازار محلی.
۲. تقویت مدیریت ریسک و پیشبینیپذیری
-
استفاده گسترده از مدلهای سناریونویسی برای بررسی آیندههای محتمل.
-
تشکیل تیمهای اختصاصی برای رصد تغییرات سیاسی و اقتصادی.
-
شبیهسازی اثرات تحریمها، جنگها یا بحرانهای اقتصادی بر کسبوکار.
۳. سرمایهگذاری در فناوری و امنیت سایبری
-
هوش مصنوعی و تحلیل دادههای کلان به ابزار حیاتی برای شناسایی سریع ریسکها تبدیل شدهاند.
-
امنیت سایبری، که پیشتر بخشی از زیرساخت بود، اکنون به اولویت راهبردی در سطح مدیرعامل ارتقا یافته است.
۴. تعامل مؤثر با دولتها و قانونگذاران
بسیاری از مدیرعاملها دریافتهاند که نمیتوان صرفاً منتظر سیاستهای دولت ماند. بنابراین:
-
با سیاستگذاران وارد گفتوگو میشوند تا از منافع صنعت خود دفاع کنند.
-
از طریق انجمنها و اتاقهای فکر، نقش فعالی در شکلدهی به مقررات جدید ایفا میکنند.
۵. انعطافپذیری مالی و سرمایهگذاری هوشمندانه
-
نگهداشتن سطحی از نقدینگی برای مواجهه با بحرانهای ناگهانی.
-
کاهش تمرکز پرتفوی سرمایهگذاری در صنایع یا مناطق پرریسک.
-
اولویتبندی سرمایهگذاری در بخشهایی که آینده مطمئنتر و رشد پایدارتر دارند.
مثالهای کاربردی
-
برخی شرکتهای جهانی با خروج تدریجی از بازارهای پرتنش و تمرکز بر بازارهای باثباتتر آسیای جنوبشرقی و آفریقا توانستهاند بخشی از ریسکها را مدیریت کنند.
-
در صنعت فناوری، شرکتها برای کاهش وابستگی به تأمینکنندگان خاص، سرمایهگذاری در تولید داخلی و نزدیک به بازار مصرف (nearshoring) را افزایش دادهاند.
-
شرکتهای انرژی به دلیل تحریمهای بینالمللی، استراتژیهای متنوعی برای دسترسی به منابع و مشتریان جدید طراحی کردهاند.
جمعبندی
این مقاله تأکید میکند که در عصر پرتنش ژئوپلیتیکی، نقش مدیرعامل بیش از هر زمان دیگری حیاتی است. رهبران سازمانی باید:
-
سریع تصمیم بگیرند حتی در شرایط مبهم،
-
زنجیرههای تأمین و مدلهای کسبوکار انعطافپذیر بسازند،
-
و از فناوری برای افزایش دید و کنترل بر ریسکها بهره ببرند.
بهطور خلاصه، موفقیت در چنین دورانی وابسته به توانایی مدیرعاملها در ایجاد تابآوری سازمانی و سازگاری پیوسته با تحولات جهانی است. این نه به معنای حذف ریسک، بلکه به معنای توانایی بقا و رشد در دل بحرانهاست.





