در عصر دیجیتال، داده به یکی از حیاتیترین داراییهای سازمانها تبدیل شده است. برای اینکه داده بتواند موتور تحول دیجیتال باشد- یعنی عامل رشد درآمد، بهینهسازی عملیات، تصمیمگیری دقیقتر – لازم است که دادهها دردسترس، با کیفیت و مرتبط باشند. حکمرانی داده (data governance) نقشی کلیدی در تضمین این ویژگیها دارد. اما بسیاری از برنامههای نظارتی فعلی یا بهخوبی اجرا نمیشوند یا صرفاً قوانین و راهنماهایی هستند که به شکل رسمی وجود دارند ولی تأثیری واقعی ندارند. مقاله بررسی میکند چگونه سازمانها میتوانند از یک ساختار حکمرانی داده که فقط بر سیاست و دستورالعملهای کلی استوار است، عبور کرده و به مدلی برسند که ارزش ملموس ایجاد میکند.
چالشها و یافتههای کلیدی
-
-
کمرنگ بودن توجه مدیریت ارشد
-
یکی از مشکلات اساسی این است که هیئت مدیره یا مدیران ارشد به ارزش واقعی حکمرانی دادهای به عنوان عامل ایجاد ارزش توجه نکردهاند. لذا حکمرانی داده غالباً به وظیفهای پشتیبانی تبدیل شده – جاری در واحد IT – نه بخشی از استراتژی کلی سازمان.
-
-
پرت شدن تمرکز و زمان زیانآور کارکنان بهخاطر کیفیت داده پایین
-
زمان زیادی از نیروی دادهکاو و تحلیلگران صرف پاکسازی دادهها، اصلاح ناسازگاریها و آمادهسازی دادهها میشود؛ کاری که ارزش مستقیم ایجاد نمیکند اما هزینه سنگین دارد. نظرسنجی مککینزی نشان میدهد تا ۳۰٪ وقت کارکنان سازمانها صرف کارهایی میشود که ارزش افزوده کمی دارند بهخاطر کیفیت پایین داده یا دسترسی ناکافی به دادهها.
-
-
ساختار سازمانی ناکافی برای نظارت دادهای مؤثر
-
ساختارهای قدیمی غالباً سه اجزای کلیدی لازم را ندارند: دفتر مدیریت داده (Data Management Office یا DMO) ، مالک یا Steward داده در حوزههای خاص دادهای (domains)و شورای داده (Data Council) که پیوند میان استراتژی داده و اولویتهای کسبوکار را برقرار کنند.
راهکارها و شیوههای برتر پیشنهادی
مککینزی شش تمرین و اصل کلیدی را پیشنهاد میدهد تا حکمرانی داده واقعاً ارزشساز شود:
-
-
جلب توجه مدیریت ارشد (C-suite Buy-in)
-
مدیران ارشد باید بفهمند که چرا داده اهمیت دارد، چه محدودیتهایی وجود دارد، و چگونه حکمرانی داده میتواند فرصتها را آزاد کند. ایجاد شورای دادهای با مشارکت مدیران ارشد برای هدایت استراتژی دادهای ضروری است.
-
-
ادغام در برنامههای تحول دیجیتال
-
حکمرانی داده باید همراه با سایر برنامههای تحول مانند دیجیتالی شدن، ERP، تغییر مدلهای کسبوکار و کانالهای متعدد تعامل با مشتری (omnichannel) باشد تا داده از همان ابتدا در طراحی و اجرای تحول پدیدار باشد.
-
-
اولویتبندی حوزههای داده و داراییهای دادهای
-
تعریف حوزههای دادهای مهم (domains) و انتخاب داراییهای دادهای اصلی در داخل هر حوزه، به جای تلاش برای حکمرانی بر تمام دادهها بهطور همزمان. شروع با دو تا سه حوزه اولویتدار.
-
-
انتخاب سطح مناسب حکمرانی داده (گامها متناسب با نیاز)
-
بسته به پیچیدگی سازمان، سطح حکمرانی داده باید متفاوت باشد. سازمانهای بزرگ و با داده متنوع نیاز به ساختار پیشرفته دارند؛ سازمانهای کوچکتر یا با داده کمتر میتوانند از مدلهای سبکتر شروع کنند.
-
-
پیادهسازی تدریجی و تمرکزی
-
اجرای گام به گام اقدامات حکمرانی مهم است. استفاده از شیوههای آزمون و ارزیابی سریع، تمرکز بر پروژههای با اولویت، نه تأخیر در کل سیستمی.
-
-
ایجاد شور و اشتیاق برای داده
-
فرهنگ استفاده از داده و حکمرانی داده را باید در سازمان گسترش داد. این شامل آموزش، تقدیر از واحدهایی با کیفیت داده بالا، به اشتراک گذاری داستان موفقیت، و نشان دادن مزایای ملموس داده به کارکنان است.
نمونههای عملی از سازمانها
-
-
یک خردهفروشی جهانی که ابتدا حکمرانی داده را فقط در IT داشت، سپس با مشارکت مدیران ارشد حوزههای دادهای را تعریف کرد، نمایندگان حوزه داده برای آن حوزهها انتخاب کرد و تمام اینها در قالب دورههای چند هفتهای (sprints) انجام شد. نتیجه: کاهش قابل ملاحظهای در زمان صرف شده برای پاکسازی دادهها و سریعتر شدن اجرای موارد تحلیلی.
-
-
-
یک شرکت منطقهای دادهها را «آزاد کرد» – حدود ۶۰٪ دادههای سازمانی با سطح ریسک کم را برای استفاده و بررسی کلیه کارکنان قابل دسترس ساخت، در حالی که داده حساستر محدودیتهای دسترسی و محافظت بیشتری داشت. این آزادی دادهای موجب افزایش نوآوری و استفاده بیشتر شده است.
-
جمعبندی نهایی
نرمافزارها و ابزارهای دادهای بهتنهایی کافی نیستند تا داده را به ارزش تبدیل کنند؛ عنصر اصلی موفقیت حکمرانی داده در سازمانها عبارت است از:
-
-
تصویب حمایت و تعهد مدیریت ارشد
-
-
-
پیوند حکمرانی داده با اهداف تحولی سازمان
-
-
-
تمرکز و اولویتبندی بر حوزههای دادهای مهم
-
-
-
انتخاب سطح مناسب حکمرانی داده مطابق نیاز و توانمندی سازمان
-
-
-
اجرای تدریجی، آزمایشی و مستمر
-
-
-
فرهنگ سازمانی با دید دادهمحور و مشارکتدهنده
-
اگر حکمرانی داده به عنوان یک فعالیت پشتیبان باقی بماند – اجرا نشود، دستورات باشد بدون تأثیر واقعی – سازمانها فرصتهای دادهمحور را از دست میدهند، منابع هدر میرود و حتی ممکن است در معرض خطر قانونی یا مقرراتی قرار گیرند.





